تبليغاتX
آلبوم عاشقی توسط دختر تنها


آلبوم عاشقی توسط دختر تنها





درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :

بهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar20.sub.ir

                             .

 

پرده بردار ز رخ چهره گشا ناز بس است

 

عاشق سوخته را دیدن رویت هوس است

 

دست از دامنت ای دوست نخواهم برداشت

 

تامن دل شده را یک رمق و یک نفس است

 

همه خوبان بر زیباییت ای مایه ی حسن

 

فی المثل در بر دریای خروشان چو خس است

 

مرغ پر سوخته را نیست نسیمی ز بهار

 

عرصه جولانگه زاغ است و نوای مگس است

 

داد خواهم غم دل را به کجا عرضه کنم

 

که چون من دادستان است و چو خره درس است

 

این همه غلغل و غوغا که در افاق بود

 

 سوی دلت یک نفس است

 

 

 


نويسنده: دختر تنها مورخ: پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 در ساعت: 15:40
|+|


نويسنده: دختر تنها مورخ: چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 در ساعت: 22:48
|+|

 

آخر دنیاست بخند

آدمک مرگ همینجاست بخند

دستخطی که ترا عاشق کرد

شوخی کاغذیه ماست بخند

آدمک خر نشی گریه کنی

کل دنیا سرابست بخند

آن خدایی که بزرگش خواندی

بخدا مثل تو تنهاست بخند

 

 


نويسنده: دختر تنها مورخ: چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 در ساعت: 15:18
|+|

 

من پذیرفتم شکست خویش را

پند های عقل دور اندیش را

من پذیرفتم که عشق افسانه است

این دل درد آشنا دیوانه است

می روم شاید فراموشت کنم

در فراموشی هم آغوشت کنم

من روم از رفتن من شاد باش

از عذاب دیدنم آزاد باش

آرزو دارم بفهمی درد را

تلخی برخورد های سرد را

 

 


نويسنده: دختر تنها مورخ: دوشنبه هفدهم تیر 1387 در ساعت: 22:40
|+|

این مطالبو از یک سایتی گرفتم به نام :http://www.razeeshgh.com/lovely/index.htm

حتما بخونین چون واقعا زیباست و من وقتی خوندمشون تحت تاثیر قرار گرفتم واقعا شاعرش

 زیبا اینا رو سروده:

 

از پشت شيشه هاي بزرگ دلتنگي گريه ميكنم و آرزو ميكنم كه كاش

 براي يك لحظه فقط يك لحظه آغوش گرمت را احساس كنم ، ميخواهم

 سر روي شانه هاي مهربانت بگذارم تا ديگر از گريه كم نشوم . تو مرا

به ديار محبتها بردي و صادقانه دوستم داشتي پس بيا و باز در اين راه

تلاش كن اگر طاقت اشكهايم را نداري . در راه عشقي پاك تر و صادقانه تر،

 زيرا كه من و تو ما شده ايم پس نگذار زمانه بيرحم دلهايي را كه از هم

جدا نشدني است را به درد آورد دلم را به تو دادم و كليدش را به سوي

آسمان خوشبختي ها روانه كردم چه شبها كه تا سحر به يادت با

گونه هاي خيس از دلتنگي ها به سر بردم چه روزها با خاطراتت نفس

 كشيدم پس تو اي سخاوت آسماني من ...

مرا درياب كه ديوانه وار دوستت دارم

 

دوست داشتن درست مثله ايستادن توي سيمان خيسه .

 هرچقدر بيشتر توش بموني سخت تر جدا ميشي

و اگر هم بتوني ازش بيرون بياي ،

حتما ردپات باقي ميمونه!!!

 

 

پرسيد: به خاطر کي زنده هستي؟ با اينکه دوست داشتم باتمام وجود

داد بزنم  به خاطر تو ، بهش گفتم: به خاطر هيچکس ...

پرسيد پس به خاطر چي زنده هستي؟ با اينکه دلم داد مي کشيد  

به خاطر تو ، با يه بغض غمگين بهش گفتم: به خاطرهيچکس  ...

ازش پرسيدم تو به خاطر چي زنده هستي؟

در حالي که اشک تو چشماش جمع شده بود گفت:

به خاطرکسي که به خاطرهيچ زندست...

 

 

من ! زندگيم را تمام كردم. حالا نفس كشيدن منت سرم مي گذارد !

حس مي كنم ... هواي اينجا سرد و سنگين است نازنينم !

ديگر نگو خداحافظ ! اگر مي روي بدون وداع برو ...

گله اي نيست!!!

 

 

 

 

 بهتون توصیه می کنم حتما به سایتش سر بزنین چون واقعا زیبا بود

 

 

 


نويسنده: دختر تنها مورخ: شنبه هشتم تیر 1387 در ساعت: 14:21
|+|

        love

اين همه خوني که دنيا در دل ما مي کند ......

                     جاي ما هر کس که باشد ترک دنيا مي کند .....

                                   هر زمان گويم که فردا ترک دنيا مي کنم ....

                                                  تا که فردا مي رسد امروز و فردا مي کنم

 

         


نويسنده: دختر تنها مورخ: شنبه یکم تیر 1387 در ساعت: 13:58
|+|

دوري عشق چه كرده است با ما...

شب سردي است

 و من افسرده راه دوري است

و پايي خسته تيرگي هست

 و چراغي مرده مي كنم تنها از جاده عبور

 دور ماندند ز من آدمها سايه اي از سر ديوار گذشت

 غمي افزود مرا بر غم ها

فكر تاريكي و اين ويراني بي خبر آمد

 تا به دل من قصه ها ساز كند

پنهاني نيست رنگي كه بگويد با من

 اندكي صبر سحر نزديك است

هر دم اين بانگ برآرم از دل

 واي اين شب چه قدر تاريك است

 خنده اي كو كه به دل انگيزم ؟

قطره اي كو كه به دريا ريزم ؟

صخره اي كو كه بدان آويزم ؟

 مثل اين است كه شب نمناك است ديگر


نويسنده: دختر تنها مورخ: شنبه یکم تیر 1387 در ساعت: 13:46
|+|

تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ...

تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن

نيست ...

تنهايي را دوست دام زيرا تجربه کردم ...

تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست .. .

تنهايي را دوست دارم زيرا....

در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و

انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد


نويسنده: دختر تنها مورخ: شنبه یکم تیر 1387 در ساعت: 13:5
|+|

عشـــــــقهــایی کــز پی رنـــــگی بــــود


عشــق نبود عاقـبت ننــــگی بــــود


هرچه جز عشق خـــــــــدای احسنســت


گر شکرخواریست آن جان کندنست


چیست جــــــــــان کندن سوی مرگ


آمدن دست در آب حــــیاتی نـــــــــــازدن


عشـــــــق او پیدا و معشــوقش نهـــان


یار بــــــــــیرون فتــنه‌ی او در جهان


این رهـــا کن عشـــــــــقهای صورتــــی


نیست بر صـــورت نه بر روی ستــی

 

پارسی گو گرچه تازی خوشترست


عشق را خود صد زبان دیگرست


بوی آن دلبر چو پران می‌شـــــــود


آن زبانها جمله حیران مــی‌شود

 

هر چه گویم عشق را شرح و بیان


چون به عشق آیم، خجل باشم از آن


گر چه تفسیر زبان روشنگر است


لیک عشق بی زبان، روشن تر است

 

گفت ای ناصح خمش کن چند چند


پند کم ده زانک بس سختست بند


سخت‌تر شد بند من از پنــــــــد تو


عشق را نشناخت دانشمـــــند تو


آن طرف که عشق می‌افـزود درد


بوحنیفه و شافعی درســــی نکرد

 


نويسنده: دختر تنها مورخ: جمعه سی و یکم خرداد 1387 در ساعت: 23:5
|+|

 

 خدایا تو را به خاطر سه چیز سپاس گزارم:

  دادن هایت

 ندادن هایت

 گرفتن هایت

 دادن هایت را نعمت

 ندادن هایت را رحمت

 گرفتن هایت را حکمت

 


نويسنده: دختر تنها مورخ: جمعه سی و یکم خرداد 1387 در ساعت: 22:51
|+|

کاش در ظلمت شب

در همان لحظه که مهتاب به خود میپیچد

و همانجا که سکوت

شکل حادثه از درد به خود میگیرد

کاش یک لحظه فقط چهره ی تار اتاق

روشن از نور وجود تو شود

و تو انباشته از بودنها

در کنارم باشی

و دلم با تو در آن تنهایی

یک دم از شوق نگیرد آرام

 

 

 


نويسنده: دختر تنها مورخ: سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 در ساعت: 16:51
|+|

دختره از پسره پرسيد من خوشگلم؟ گفت: نه .گفت دوستم

داري؟گفت نوچ. گفت اگه بميرم برام گريه ميکني؟

گفت :اصلا...

دختره چشماش پر از اشک شد. هيچي نگفت

پسره بغلش کرد گفت:تو خوشگل نيستي زيبا ترين

هستي.تورودوست ندارم چون عاشقتم. اگه تو بميري برات گريه

نميکنم چون من هم ميمرم...!!!

Bi-To-Mimiram


نويسنده: دختر تنها مورخ: سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 در ساعت: 16:49
|+|


نويسنده: دختر تنها مورخ: سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 در ساعت: 16:48
|+|

عشق يعني دستهايم ماله توست

چشمهاي خسته ام دنبال توست

عشق يعني ما گرفتار هميم

دوستدار هم طرفدار هميم

هرچه ميخواهد دلش آن مي كند

ميكشد مارا و كتمان ميكند

عشق غير از تاولي پر درد نيست

هركس اين تاول ندارد مرد نيست

آمدم تا عشق را معنا كنم

بلكه جاي خويش را پيدا كنم

آمدم ديدم كه جاي لاف نيست

عشق غير از عين و شين و قاف نيست


نويسنده: دختر تنها مورخ: سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 در ساعت: 16:47
|+|

loveeee


نويسنده: دختر تنها مورخ: سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 در ساعت: 16:43
|+|

عشق یعنی ، بی خبر عاشق شدن

 

با تو بودن ، در هوایت گم شدن .

 

عشق یعنی ، فاصله ، رنج و عذاب

 

رفتن ثانیه های بی جواب .

 

عشق یعنی ، تا به کی چشم انتظار

 

مردن مجنون ، به هنگام فراغ .

 

عشق یعنی ، تشنگیه لب به آب

 

در پی دیدار تو ، فکر سراب .

 

عشق یعنی ، سبزی و عطر چمن

 

در بیابان بودن و دم نزدن .

 

عشق یعنی ، من برایت عاشقم

 

چشم حسرت به خیالت بسته ام .

 

عشق یعنی ، ثانیه ،  فکر سکوت

 

خورده های استخوانم در سبو .

 

عشق یعنی ، زخم تو مرهم زدن

 

در هوای بودنت پر پر زدن .

 

عشق یعنی ، دست رد بر سینه ام

 

ریختن خاک جدایی ، بر سرم.

 

عشق یعنی ، عطر باران ، بوی خاک

 

گفتن خاطره ها ، از دل پاک .

 

عشق یعنی ، بوسه های بی هوس

 

در پی آغوش تو ، فکر قفس .

 

عشق یعنی ، ماندگاریم در دعا

 

با تو بودن ، رفتن پیش خدا .

 

عشق یعنی ، سنگ زیرین بلا

 

سینه چاک و لایق خشم خدا .

 

عشق یعنی ، نم نم احساس تو

 

در جوانی در پی لب های تو .

 

عشق یعنی ، اندکی یاد خدا

 

قبله روی تو و ، بیت خدا .

 

عشق یعنی ، مردن و مجنون شدن

 

زنده ام من در هوایت ای ، محبوب من .

 

عشق یعنی ، من هنوزم با توام

 

فکر یار دیگری ، اما هنوزم عاشقم .

 

عشق یعنی ، مرغ شب بر بام تو

 

ناله حق می زنم ، از بحر تو .

 

عشق یعنی ، تا ابد من با توام

 

یا که باشی ، یا نباشی من عاشقم ....

 

 

 


نويسنده: دختر تنها مورخ: سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 در ساعت: 16:42
|+|


نويسنده: دختر تنها مورخ: شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 در ساعت: 14:20
|+|

باز هم عشق یعنی...

عشق يعني سرزمين پاك من

عشق يعني لحظه بيداد من

عشق يعني ليلي و مجنون شدن

 عشق يعني وامق و عذرا شدن

 عشق يعني مسجد الاقصي من

عشق يعني كودك فرداي من

عشق يعني كلبه دل ساختن

 در قمار زندگي جان باختن

 عشق يعني چشمهاي پر ز خون

درد و غم يكجا بهم آميختن

عشق يعني دردهاي بيشمار

 گريه كردن, سوختن, افروختن

عشق يعني كعبه اسرار من

 عشق يعني مخزن الاسرار من


نويسنده: دختر تنها مورخ: شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 در ساعت: 14:19
|+|


نويسنده: دختر تنها مورخ: شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 در ساعت: 13:59
|+|

وقتی تو نیستی گم میشه آفتاب


خاکستر میشه حریر مهتاب


از رفتنت من پر میشم از شب


شب دلهره شب اضطراب

وقتی تو نیستی دنیا شب میشه


شب از دل من شب تا همیشه


بی تو هر نفس تکرار ترسه


لحظه لحظه نیست نبض تشویشه

بي تو نه صدا مونده نه آواز


نه اشک غزل نه ناله ساز


بالی اگه هست از جنس کوهه


از رنگ خاک و حسرت پرواز


هیچکی عاشقت اینجور که منم


نبود و نشد لاف نمیزنم


من از تویی که بد کردی با من


گله میکنم دل نمیکنم

هیچکی عاشقت اینجور که منم


نبود و نشد لاف نمیزنم


من از تویی که بد کردی با من


گله میکنم دل نمیکنم

بي تو نه صدا مونده نه آواز


نه اشک غزل نه ناله ساز


بالی اگه هست از جنس کوهه


از رنگ خاک و حسرت پرواز

بي تو نه صدا مونده نه آواز


نه اشک غزل نه ناله ساز


بالی اگه هست از جنس کوهه


از رنگ خاک و حسرت پرواز

 


 


نويسنده: دختر تنها مورخ: جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 در ساعت: 22:54
|+|

دوستت دارمsan


نويسنده: دختر تنها مورخ: دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 در ساعت: 20:6
|+|

عشق عشق می آفریند

نويسنده: دختر تنها مورخ: دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 در ساعت: 19:42
|+|

واقعا عشق چيست؟

به کودکي گفتند : عشق چيست؟ گفت : بازي.

 به نوجواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : رفيق بازي.

 به جواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : پول و ثروت.

به پيرمردي گفتند : عشق چيست؟ گفت :عمر.

به عاشقي گفتند : عشق چيست؟ چيزي نگفت.آهي کشيد و سخت گريست


نويسنده: دختر تنها مورخ: دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 در ساعت: 19:35
|+|

www.3jokes.com - Nice Pictures!


نويسنده: دختر تنها مورخ: شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 در ساعت: 17:44
|+|

پس يادي كنيم از حافظ براي عشق

مطرب عشق عجب  ساز و نوايي دارد

 

 

نقش هر نغمه كه زد را ه به جايي دارد

 

 

عالم از ناله ي عشاق مبادا خالي

 

 

كه خوش آهنگ و فرح بخش هوايي دارد

 

 

پير دردي كش ما گر چه ندارد زر و زور

 

 

خوش عطا بخش و عطا پوش خدايي دارد

 

 

محترم دار دلم كاين مگس قند پرست

 

 

تا هوا خواه تو شد فر همايي دارد

 

 

از عدالت نبود دور گرش پرسد حال

 

 

پادشاهي كه به همسايه گدايي دارد

 

 

اشك خونين بنمودم به طبيبان گفتند

 

 

درد عشق است و جگر سوز دوايي دارد

 

 

ستم از غمزه مياموز كه در مذهب عشق

 

 

هر عمل اجري و هر كرده جزايي دارد

 

 

نغز گفت آن بت ترسابچه باده پرست

 

 

شادي روي كي خور كه صفايي دارد

 

 

خسروا حافظ درگاه فاتحه خواند

 

 

وز زبان تو تمناي دعايي دارد

 

 


نويسنده: دختر تنها مورخ: شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 در ساعت: 17:38
|+|


نويسنده: دختر تنها مورخ: شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 در ساعت: 17:4
|+|

عشق يعني...

عشق يعني قطره و دريا شدن

عشق يعني با گلي گفتن سخن

عشق يعني خون لاله بر چمن

عشق يعني شعله بر خرمن زدن

عشق يعني رسم دل بر هم زدن

عشق يعني يك تيمم، يك نماز

عشق يعني عالمي راز و نياز

عشق يعني با پرستو پر زدن

عشق يعني آب بر آذر زدن

عشق يعني چون محمد پا به راه

عشق يعني همچو يوسف قعر چاه

عشق يعني بي ستون كندن به دست

عشق يعني زاهد اما بت پرست

عشق يعني قطره و دريا شدن

عشق يعني همچو من شيوا شدن

عشق يعني يك شقايق غرق خون

عشق يعني درد و محنت در درون

عشق يعني يك تبلور يك رود

عشق يعني يك سلام و يك درود

 


نويسنده: دختر تنها مورخ: شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 در ساعت: 17:2
|+|

عشق یعنی با تو خواندن از جنون ،
:boos
عشق یعنی سوختنها از درون
:4u
عشق یعنی سوختن تا ساختن ،
:boos
عشق یعنی عقل و دین را باختن
:4u
عشق یعنی دل تراشیدن ز گل ،
:boos
عشق یعنی گم شدن در باغ دل
:4u
عشق یعنی تو ملامت کن مرا،
:boos
عشق یعنی می ستایم من تو را
:4u
عشق یعنی در پی تو در به در ،
:boos
عشق یعنی یک بیابان درد سر
:4u
عشق یعنی با تو آغاز سفر ،
:boos
عشق یعنی قلبی آماج خطر
:4u
عشق یعنی تو بران از خود مرا ،
:boos
عشق یعنی باز می خوانم تو را
:4u
عشق یعنی بگذری از آبرو ،
:boos
عشق یعنی کلبه های آرزو
:4u
عشق یعنی ....................*

نويسنده: دختر تنها مورخ: شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 در ساعت: 16:43
|+|


نويسنده: دختر تنها مورخ: شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 در ساعت: 16:33
|+|

عشق يعني...
عشق يعني رازقي ، يعني نسيم

عشق يعني مست گشتن از شميم

عشق يعني آفتاب بي غروب

عشق يعني آسمان ، يعني فروغ

عشق يعني آرزو ، يعني اميد

عشق يعني روشني ، يعني سپيد

عشق يعني غوطه خوردن بين موج

عشق يعني رد شدن از مرز اوج

عشق يعني از سپيده تا سحر

عشق يعني پا نهادن در خطر

عشق يعني لحظه ديدار يار

عشق يعني دست در دست نگار

عشق يعني نغمه هاي هايده

عشق يعني رقص آب و آينه

عشق يعني عقل شد مدهوش تو

عشق يعني مست در آغوش تو

عشق يعني لب به لب انداختن

عشق يعني جامه را انداختن

عشق يعني لحظه هاي بي قرار

عشق يعني صبر ، يعني انتظار

عشق يعني اشتياق و اضطراب

عشق يعني دلهره ، يعني شتاب

عشق يعني اشک ، يعني عاطفه

عشق يعني يادگاري ، خاطره

عشق يعني لايق مريم شدن

عشق يعني با خدا همدم شدن

عشق يعني جام لبريز از شراب

عشق يعني تشنگي ، يعني سراب

عشق يعني خواستن ، له له زدن

عشق يعني سوختن ، پر پر زدن

عشق يعني سالهاي عمر سخت

عشق يعني زهر شيرين ، بخت تلخ

عشق يعني با "خدايا" ساختن
عشق يعني چون هميشه "باختن"


نويسنده: دختر تنها مورخ: شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 در ساعت: 16:32
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.j28.biz & www.TakTemp.com & www.j28.ir

<

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس